“توهم هوانوردی در پیاده روی با پای کرخت”

شوهر با شوق به همسرش گفت : حقیقت آنی که ما می بینیم نیست. این خیلی هیجان انگیزه، حقیقت این نیست . اینها همه مجازه ! نباید گول ظاهردنیا را خورد. من حقیقت رو پیدا می کنم!”

“آقای دکتر، از سه ماه پیش که برادرش فوت کرد خیلی افسرده شد و همش توی اتاق نشسته و داره کتاب می خونه و اصلا با کسی حرف نمی زنه و هیچ ارتباطی با بچه مان نداره، همش می گه حقیقت این نیست!”

معنویت دفاعی، پدیده گسترده ای در جامعه ماست.  سابقه عرفان و تصوف در جامعه ما و آشنایی عامه مردم با این مفاهیم، سبب می شود که برخی در رویارویی با ناکامی ها و محرومیت های زندگی، هنگامی که تاب مشکلات زندگی را ندارند، پناه به معنویت برند که ثمری جز دوری از احساسات واقعی و تجسد زندگی ندارد. بدیهی است این شکل از معنویت با اشکال سالم و پخته آن متمایز است. در شکل سالم فرد در این معنویت زندگی می کند و در شکل ناسالم با این معنویت از زندگی فرار می کند.

ظاهرا  کم کم  در جامعه ما چنین هوسی به روانکاوی هم رسیده است. روانکاوی هم می تواند ابزاری برای فرار از واقعیات زندگی شود. به سادگی می شود از روانکاوی برای فرار از خود و زندگی استفاده کرد، همانگونه که به سادگی از مدیتیشن و بهوشیاری نیز برای فرار از زندگی استفاده می شود. همه اینها ممکن است به ابرازهایی برای سرگرمی و سرکوبی احساسات منتج از جریان زندگی تبدیل گردند. درست است که اینها با چنین هدفی صورتبندی نشدند، اما دوری آنها از روانشناسی علمی و نزدیک کردنشان به عرفان بازی چنین پیامدی به همراه خواهد داشت.

شایان ذکر است که روانکاوی در یک فضای طبی، مدرن، و غیر معنوی متولد شد. تقریبا تمامی نظریه پردازان بزرگ این حیطه، از فروید تا دوانلو، دغدغه معنوی نداشته اند و مفروضه معنویی نیز هدایت گر نظریه و  فن آوری آنها نبوده است. صرف اندکی استناد به شعر مولانا و یا مقامات حریری در آثار فروید نشانی از معنویت در گستره روانکاوی نیست. البته این بدین معنا نیست که امکان انسجام روانکاوی و معنویت وجود ندارد، اما این به معنای کمک روانکاوی به درک تجارب و فرآیندهای معنوی، از دید درون و برون دینی است.

به عبارتی می شود از چارچوب بیرونی و دنیوی (مطالعات ethic) فرآیندهای معنوی و دینی را تأویل کرد، و همچنین می توان با بهره گیری از مفاهیم روان پویشی و در چارچوب یک سنت معنوی و ایمانی (مطالعات emic) تجارب روانشناختی را در یک فضای فرهنگی خاص معنا کرد. هریک از این مطالعات نیز می توانند در قالب یک دیالکتیک تجربی رویکرد سوم مطالعاتی باشند. این سه شکل از پژوهش همان کثرت گرائی روش شناختی در علوم روانشناسی است که به آن در جای دیگری اشاره کرده ام. به معنای دقیق تر، می شود با یک فاصله معرفت شناختی و عینیت ، یک تجربه روانی را روشن کرد، اما باید به سلطه تک بعدی این رویکرد هشیار بود (ethic). با روش نظامدار علمی یا هرمنوتیکی نیز می توان در جهت  فهم و شکوفایی یک سنت معنوی و دینی حرکت کرد، و این همان دغدغه  معنوی سازی مفاهیم روانکاوی، و یا فهم یک سنت با بهره گيری از روانکاوی است (emic). این جریان آن سنت را شکوفا می کند، منتها باید به انزوا و انحصارگرایی آن هشیار بود. در نهایت می شود با روش علمی، مفاهیم و یافته های دو سنت و جریان ایدئولوژی محور را به یکدیگر ترجمه کرد (dialogical) منتها باید به محدودیتهای ترجمه و سوءبرداشت ها هشیار بود. آنچه که در قالب عرفان بازی در روانکاوی در قالب ترجمه امور معنوی به آن اشاره کردم، مصداقی از چنین تلاشهای ناقصی در جهت ترجمه مفاهیم روانکاوی به امور معنوی  است و سوء برداشت از خطرات آن است. در مقابل، انسجام و انشعاب و زایش دستاورد مفید رویکرد دیالکتیک است.

بنابراین، نخست، قرائت و تأویل معنوی از روانکاوی نباید به خاستگاه مبانی فلسفی و ایدئولوژیک روانکاوی اسناد داده شود. دوم، نسبت به استفاده دفاعی و مخرب از این جریان می باید هشیار بود. و سوم صرف ترجمه مفاهیم روانکاوی به مفاهیم معنوی دردی را دوا نمی کند، .بلکه دیالکتیک مطالعات ethic و emic در این خصوص راهگشا خواهد بود. از یاد نبرید، دنیای اسطوره ، سنت، مدرن، و فرامدرن هر یک خاستگاه ها، مفروضات، چارچوب های ادراکی و تجربه ای متمایزی دارند و قابل استناد به یکدیگر و متناسب با هم نیستند. این سخن به معنای دقیق کلمه یعنی هشیاری به تمایزهای یاد شده در دیالکتیک تجربی این دنیاهاست.

این نوشتار در پاسخ به ایمیل زیر است:

استاد عزیز سلام

ببخشین که مزاحم وققتتون میشم

نمیدونستم موضوع ایمیل رو چی بنویسم و نمی دونم این یه گلایه ست یا درخواست و خواهش استاد همونطور که خودتون بهتر از من مطلعین سالهاست که عده ای دارن روانکاوی رو از مسیر علمی خارج می کنن و به سمت فلسفه و عرفان سوق میدن… افرادی که سردمداراشون یونگ و لاکان هستن و این عده توی ایران هم بدجور رسوخ کردن… افرادی مثل … که سعی می کنن با جایگزینی فلسفه و عرفان و برخی چرندیات، روانکاوی رو از مسیر علمی خارج کنن و حتی به این هم قناعت نکردن و پیرو مرشد خودشون لاکان که روانشناسی ایگو رو خیانتی به روانکاوی می دونست، سعی در تخریب و تحقیر دیدگاه های روان پویشی دارن… گله ای از این افراد نیست… چون با این عینک کور و مغز کورترشون توقعی بیش از اونا نمیره…اما نسل دانشجویان روانشناسی و روانکاوی علمی تنها چشم امیدشون به اساتیدی مثل شماست…همین جا یه گله کنم: کسانی که دغدغه هایی علمی دارند چنان غرق در محیط آکادمیک شده ان که از محیط خارج بی خبرن… می تونین الان نگاهی به سایت ها و شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک بیندازین و مقایسه کنین صفحاتی که سعی در تبلیغ روانکاوی به عنوان یک فلسفه و عرفان و کیش و آیین دارن با چه پشتکار و فعالیتی سعی در رسیدن به هدف مضحکشون دارن ولی اساتید و عزیزان ما…

استاد عزیز ضمن تشکر از تمام زحماتی که برای روانکاوی علمی توی تمام این سالها کشیدین، از طرف تعدادی از دانشجویان روانشناسی ازتون صمیمانه خواهش می کنم نگذارین بعد از این همه تلاش و خون جگر بزرگان علم چه در ایران و چه خارج ایران، روانشناسی و روانکاوی از مسیر علمی خارج بشه و ابزار دست شارلاتان ها و روشنفکر نماها بشه… صمیمانه خواهش می کنم سایتتون رو سریع تر به روز کنین و ارتباطاتتون رو در فضای مجازی گسترش بدین….

ای که دستت می رسد کاری بکن

شاد و پیروز باشین استاد عزیز

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *